عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
958
زبدة التواريخ ( فارسى )
مهربانى مشاهده نكرده باشد و او را به فرزندى قبول كرده مملكت روم را بر تو مسلّم داريم و غبار وحشت و كينه را به آب صفا بنشانيم . تا بلاد و عباد در مقام امن و رفاهيّت فارغ و آسوده باشند و مثوبات آن به روزگار دولت همايون ما لاحق گردد ، و السّلم . ذكر فتح قلعهء هاروك چون ايلچيان روان شدند به عزّ عرض همايون رسانيدند كه در اين نزديكى « [ 1 ] » قلعهئى است هاروك نام ، جمعى چيتاغان بدان تحصّن نمودهاند و پناه بدانجا برده و به استظهار مناعت « [ 2 ] » تمرّد مىورزند . امير شيخ نور الدّين و امير برندق را فرمان شد تا متوجّه تسخير آن قلعه گردند . برحسب فرمان با لشكرى فراوان به پاى آن قلعه رفتند و به زور بازوى مردى و صولت حمله دلاورى جنگ انداختند و در اطراف نقبها فزودند « [ 3 ] » و حصاريان را به زخم تير جانگداز از حوالى سور و بارو دور گردانيده ديوارهاى قلعه را بينداختند و چيتاغان را عرضهء « [ 4 ] » شمشير گردانيدند « [ 5 ] » و امير سليمانشاه را با لشكرى وافر و عددى متكاثر بر سبيل ايلغار از شهر سيواس بهجانب قيصريّه روان گردانيد . « [ 6 ] » در صدمهء اوّل بر چيتاغان آن نواحى مستولى گشته بسيارى از ايشان بر تيغ گذرانيد و مال و منال و اسب و اشتر و گاو و گوسفند ايشان غارت كرد . چون اين خبر به حضرت امير صاحبقران رسيد از سيواس سوار گشته به شش منزل به قيصريّه راند و از آنجا اميرزاده ابا بكر بهادر و امير شيخ نور الدّين را قراول تعيين فرمود و از قيصريّه متوجّه صوب انگوريه شد و سه منزل بر كنار آبى بزرگ كه در آن حدود بود برفتند . روز چهارم امير برندق را فرمود كه بهجانب انگوريه رود « [ 7 ] » و اگر لشكرى از طرف [ 222 - آ ] دشمن متوجّه شود راه بر ايشان بگيرد . « [ 8 ] » حاكم انگوريه يعقوب نام با لشكرى تمام متوجّه ايشان شد و چون به يكديگر رسيدند جنگى سخت به وقوع پيوست . « [ 9 ] » از طرفين داد مردى و كوشش دادند عاقبت الامر باد نصرت از جانب لشكر منصور وزيدن گرفت و اميرزاده برندق در مقام دلاورى و جلادت در صف معركه به
--> ( [ 1 ] ) - ت : نزديك . ( [ 2 ] ) - ت : صناعت . ( [ 3 ] ) - م و ل : فرمودند . ( [ 4 ] ) - ت : عرضگاه . ( [ 5 ] ) - م و ت : گردانيد . ( [ 6 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 7 ] ) - ت : روند . ( [ 8 ] ) - ت : بگيرند . ( [ 9 ] ) - ت : كردند .